داداش

شیر سلطان جنگل میخواست ازدواج کنه همه حیوونا رو دعوت کرد.

تو مراسم یه موش هم حضور داشت و هی از میون جمع فریاد میزد: 
تبریک میگم داداش . مبارکه داداش. ایشاله خوشبخت بشی داداش.

یهو یه ببر عصبانی شد موشه رو گرفت و سرش داد زد: 
تو یه موش فسقلی چطور به خودت اجازه میدی شیر رو داداش خودت خطاب کنی؟

موش گفت: عصبانی نشو داداش، آخه منم قبل از اینکه ازدواج کنم یه شیر بودم !!!!

 

 

 

لبخندلبخندلبخندتعجبتعجبتعجب                                                            قلبقلبقلبخجالتخجالتخجالت

/ 4 نظر / 17 بازدید
...sajad,az

خیلی خوبه ب وب منم سر بزن[قلب] الکی مثلا منم وب دارم[قهقهه][قهقهه][قهقهه]

لیلی

سلام وبت خیلی قشنگه اگه خواستی به منم سربزن